خداوندا
تو همه وما هیچ سخن این است بر ما مپیچ.

postcard half of shaban 5 کارت پستال 1392 ولادت حضرت مهدی

آقا جان...مولا!


هفت سین سفره ی شما چیست؟

سوز دل؟
... 
سرمای غربت؟

سنگینی یک بغض؟

سیل اشک؟

سکوت ِ تلخ؟

سجاده و اشک؟

ساعتی که عقربه ندارد؟!

هفت سین ما که از قرار پر از سرور و سلامتی و ...است

اما...

نه!

باور کن...بدون تو هفت سین این دل جز سیل اشک،جز سوز دل...

اصلا بدون تو این دل سین ندارد...

همش بغض است و دلتنگی و آه و حسرت...

کارت-پستال-عید-نوروز---7

[ شنبه ۱۳٩۳/۱/٩ ] [ ٢:۳٠ ‎ب.ظ ] [ نرسیس ]

آقاجان

 

فردا که جمعه بیاید بهار  آغاز می شود

عکس بهاری Images of spring

ما که بی تو بهار نداریم

سال 1393 با جمعه آغاز می شود و با جمعه پایان می پذیرد …
کاش سال 93  ،سال ظهور آقا امام زمان (عج) باشد…
اَللّهمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج…

 

[ چهارشنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢۸ ] [ ۸:٢۸ ‎ب.ظ ] [ نرسیس ]

فکر کنم دیگه از این به بعد تولد به تولدم بتونم آپ کنم.هورا

-متحرک-تولدت-مبارک-گروه-گل-یاس-yasgroup-ir-19.gif

[ دوشنبه ۱۳٩٢/٧/۱ ] [ ٤:٢۱ ‎ب.ظ ] [ نرسیس ]

خارکش پیری با دلق درشت

 

پشته‌ای خار همی برد به پشت

لنگ‌لنگان قدمی برمی‌داشت

 

هر قدم دانه‌ی شکری می‌کاشت

کای فرازنده‌ی این چرخ بلند!

 

وی نوازنده‌ی دل‌های نژند!

کنم از جیب نظر تا دامن

 

چه عزیزی که نکردی با من

در دولت به رخم بگشادی

 

تاج عزت به سرم بنهادی

حد من نیست ثنایت گفتن

 

گوهر شکر عطایت سفتن

نوجوانی به جوانی مغرور

 

رخش پندار همی‌راند ز دور

آمد آن شکرگزاری‌ش به گوش

 

گفت کای پیر خرف گشته، خموش!

خار بر پشت، زنی زین سان گام

 

دولتت چیست، عزیزی‌ت کدام؟

عمر در خارکشی باخته‌ای

 

عزت از خواری نشناخته‌ای

پیر گفتا که: «چه عزت زین به

 

که نی‌ام بر در تو بالین نه؟

کای فلان! چاشت بده یا شام‌ام

 

نان و آبی (که) خورم و آشامم

شکر گویم که مرا خوار نساخت

 

به خسی چون تو گرفتار نساخت

به ره حرص شتابنده نکرد

 

بر در شاه و گدا بنده نکرد

داد با اینهمه افتادگی‌ام

 

عز آزادی و آزادگی‌ام»

[ پنجشنبه ۱۳٩٢/۱/۱ ] [ ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ ] [ نرسیس ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

رفته بودم سر حوض /تا ببینم شاید عکس تنهایی خود را در آب / آب در حوض نبود / ماهیان می گفتند : تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت کن وبگو ماهی ها حوضشان بی آب است / باد می رفت به سر وقت چنار / من به سر وقت خدا می رفتم./////// کسی می گوید: سر خود بالا کن، به بلندا بنگر. به بلندای عظیم، به افق های پر از نور امید و خودت خواهی دید و خودت خواهی یافت خانه ی دوست کجاست... خانه دوست در آن عرش خداست خانه ی دوست در آن قلب پر از نور خداست و فقط دوست، خداست.
نويسندگان
پيوندهای روزانه
امکانات وب
RSS Feed