خداوندا

تو همه وما هیچ سخن این است بر ما مپیچ.

ﺭﻭﯼ ﭘـــــﺮﺩﻩ ﮐﻌــﺒﻪ


ﺍﯾﻦ ﺁﯾﻪ ﺣﮏ ﺷﺪﻩ ﺍﺳــﺖ :


ﻧَﺐِّﺊْ ﻋِﺒَﺎﺩِﯼ ﺃَﻥِّﯽ ﺃَﻧَﺎ ﺍﻟْﻐَﻔُــﻮﺭُ ﺍﻟﺮَّﺣِـــﯿﻢُ


ﻭ ﻣـــﻦ ...


ﻫﻨــــﻮﺯ ﻭ ﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸــﻪ...


ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﯾﮏ ﺁﯾــﻪ ﺩﻟﺨــﻮﺷــــﻢ...


" ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺁﮔﺎﻩ ﮐﻦ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ‌ ﯼ ﻣﻬــــﺮﺑﺎﻧﻢ "

 

 

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٤/۳/٢ساعت ٢:٤٥ ‎ق.ظ توسط نرسیس نظرات () |

ماهیان از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

و چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند

تلاطم های زندگی حکمتی از خداوند است

پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه دریای دور و برمان.

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٤/۳/٢ساعت ۱:٥۳ ‎ق.ظ توسط نرسیس نظرات () |

hou9479.jpg

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٤/۱/۱ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ توسط نرسیس نظرات () |

  

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست

     

که هر چه بر سر ما می‌رود ارادت اوست

 

نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر

     

نهادم آینه‌ها در مقابل رخ دوست

 

صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد

     

که چون شکنج ورق‌های غنچه تو بر توست

 

نه من سبوکش این دیر رندسوزم و بس

     

بسا سرا که در این کارخانه سنگ و سبوست

 

مگر تو شانه زدی زلف عنبرافشان را

     

که باد غالیه سا گشت و خاک عنبربوست

 

نثار روی تو هر برگ گل که در چمن است

     

فدای قد تو هر سروبن که بر لب جوست

 

زبان ناطقه در وصف شوق نالان است

     

چه جای کلک بریده زبان بیهده گوست

 

رخ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت

     

چرا که حال نکو در قفای فال نکوست

 

نه این زمان دل حافظ در آتش هوس است

     

که داغدار ازل همچو لاله خودروست

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩۳/۱۱/٢٩ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ توسط نرسیس نظرات () |

Design By : nightSelect.com