خداوندا

تو همه وما هیچ سخن این است بر ما مپیچ.

4el2op7cspf5dwl2y4.jpg

مانده تا برف زمین آب شود

مانده تا بسته شود این همه نیلوفر وارونه ی چتر

ناتمام است درخت

زیر برف است تمنای شنا کردن قایق در باد

مانده تا سینی ما پر شود از صحبت سنبوسه و عید

در هوایی که نه افزایش یک ساقه طنینی دارد

ونه آواز پری می رسد از روزن منظومه ی برف

تشنه ی زمزمه ام

پس چه باید بکنم؟

من که در لخت ترین موسم بی چهچهه ی سال

تشنه ی زمزمه ام...

سهراب سپهری

نوشته شده در شنبه ۱۳۸۸/۱٢/۱٥ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ توسط نرسیس نظرات () |

Design By : nightSelect.com