خداوندا

تو همه وما هیچ سخن این است بر ما مپیچ.

"

 

 

امروز با آمدن کاشف معدن صبح مسافری چون آب به

 

مهمانی دنیا آمد .

 

مسافری که با عشق به بام ملکوت رفت ٬

 

زندگیش تر شدن پی در پی ،

 

و مخاطب تنهای بادهای جهان .

 

آمد تا ظلمت ادراک ما را چراغان کند.

سهراب جاده ای را به من نشان داد که انتظار قدم ها ی مرا

می کشید .

 

به کوچه باغی برد که از خواب خدا سبز تر بود

 

هر کجا  رفتم صدای آواز خدا را می شنیدم

 

با تپش پنجر ها

 

پی قد قامت موج .


 

 

سهراب از سپهر سعادت سفیر بود

 

ما رهروان نورس وآن رفته پیر بود

 

آن سان که او به باغ بلاغت وزیده بود

 

بر قامت تمام چمن ها حریر بود

 

ای بخت آن الاغ که فهمید یونجه را

 

آن مدعی نکرد ترا فهم ودیر بود

 

موسیقی فلک چه کند گوش خفته را

 

مضراب ساز نظم تو منظومه گیر بود

 

هر چند چون سها نرسیدی به چشم خرد

 

خورشید هر نگاه تو عالم پذیر بود

 

اینجا در این اجاق شقایق چه آتش است

 

هر کس ندید شعله آتش ضریر بود

 

خوشتر زصوت آب در این باغ تشنه چیست

 

هر کس چشید شعر تو از آب سیر بود

 

عرفان بی بدیل تو نور ستاره بود

 

در کاروان شعر مسافر امیر بود

 

من صبح با تو نان وپنیرک نخورده ام

 

در سبزه زارمیزتو یک شعر شیر بود

 

این قرن قرن توست که در دل زمین شعر

 

از آفتاب تاج وزابرت سریر بود

 

نقاش با غ های خیالات خاک وخواب

 

در رنگ ها ی روشنت اندوه سیر بود

 

سهراب یکسواره گرد آفرید کو

 

اینجا هژیر خاطرهایت اسیر بود

 

در اردهال حال تو سرخاب سیل بود

 

صد رود گنگ در دل خاک کویر بود

 

سهراب در سپهر سعادت صفیر بود

 

از خفتگان شهر دریغا نفیر بود

 

نقاشی های سهراب

گاه گاهی قفسی می سازم با رنگ

 

می فروشم به شما

 

تا به اواز شقایق که در ان زندانی است

 

دل تنهایی تان تازه شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 صدای پای اب

 

 

زندگینامهسهرابسپهری

 

 

 

سهراب سپهری شاعرونقاشمعاصرایراندر۱۵مهرماه۱۳۰۷درکاشانپابهعرصهحیاتگذشتودر۱۳اردیبهشت۱۳۵۹درتهراندرگذشت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سهرابسپهریشاعرونقاشمعاصرایراندر۱۵مهر

ماه۱۳۰۷درکاشانپابهعرصهحیاتگذشتودر۱۳اردیبهشت۱۳۵۹درتهراندرگذشت.

ویسازطیتحصیلاتششسالهابتداییدردبستانخیامکاشان (۱۳۱۹) ومتوسطهدردبیرستانپهلویکاشان (خرداد۱۳۲۲) وبهپایانرساندن

 

رهیدوسالهیدانشسرایمقدماتیپسران (خرداد۱۳۲۴)،درآذر۱۳۲۵بهاستخدامادارهیفرهنگکاشاندرآمد. درشهریور۱۳۲۷درامتحاناتششمادبیشرکتنمودودیپلمدورهیدبیرستانخودرادریافتنمود. سپسبهتهرانآمدودردانشکدهیهنرهایزیبایدانشگاهتهرانبهتحصیلپرداختوهمزمانبهاستخدامشرکتنفتدرتهراندرآمدکهپسازهشتماهکاراستعفاکرد. سپهریدرسال۱۳۳۰نخستینمجموعهیشعرنیماییخودرابهنام «مرگرنگ» انتشارداد. درسال۱۳۳۲ازدانشکدههنرهایزیبافارغالتحصیلشدوبهدریافتنشاندرجهیاولعلمینیزنایلآمد. درهمینسالدرچندنمایشگاهنقاشیدرتهرانشرکتنمودونیزدومینمجموعهیاشعارخودراباعنوان «زندگیخوابها» منتشرکرد. آنگاهبهتأسیسکارگاهنقاشیهمتگماشت. درآذر۱۳۳۳درادارهیکلهنرهایزیبا (فرهنگوهنر) درقسمتموزههاشروعبهکارکردودرضمندرهنرستانهایهنرهایزیبانیزبهتدریسمیپرداخت. درمهر۱۳۳۴ترجمهیاشعارژاپنیازویدرمجلهی «سخن» بهچاپرسید. درمرداد۱۳۳۶ازراهزمینیبهکشورهایاروپاییسفرکردوبهپاریسولندنرفت. ضمناًدرمدرسهیهنرهایزیبایپاریسدررشتهیلیتوگرافینامنویسینمود. ویهمچنینکارهایهنریخودرادرنمایشگاههابهمعرضنمایشگذاشت. حضوردرنمایشگاههاینقاشیهمچنانتاپایانعمرویادامهداشت. ویسفرهایدیگریبهکشورهایجهاننمود.
شعرسهراب

شعرسهرابسپهریرنگارنگاستوخوانندهرابهافقهایتازهمیکشاند. آثارویپُراستازصورخیالوتعبیراتبدیع،کهباوجودِزیباییظاهریوتصویرهایبدیعورنگارنگ،درمجموعازجریانهایزمانبهدوراست. دراشعاراونقدوپیاماجتماعیکمرنگاست،ودرآنپراکندگیوناهماهنگیتصاویربهچشممیخورد. اماسهرابدراشعارشبهطورکلیودربعدیوسیعنگرانانسانوسرنوشتاوست. سپهریروحشاعرانهولطیفیداشتکهبرایهرچیزمعنیومفهومیخاصقائلبود. تخیلویدرهمهیاشیاءباریکمیشدوازآنهاتصاویریزندهوحساسمیساخت،بدینعلتاستکهاندیشههاوتجربههایفکریوعاطفیاوبهحالتیدلپذیردرآمدهاست. سهرابسپهریدارایسبکویژهایاستکهمیتواناورابنیانگذاراینشیوهدانست. درواقعمیتوانگفتقابلتوجهتریناتفاقدرعرصهیشعرنودرسال۱۳۳۲،چرخشسهرابسپهریاززباننیماییبهزبانهوشنگایرانیاست. اهمیتایناتفاقازآنجهتبودکهدرآنسالها،متأثرینازنیمافراوانبودند،ولیکسیبهزبانهوشنگایرانیوزیباییشناسیاووقوفنداشت
.
سپهری،تنهاشاعرمتأثرازدرکهوشنگایرانیبودکهزباناوراتاحدچشمگیریتکاملبخشیدواگرایننبودیکیازظریفترینوپرظرفیتتریندستاوردهایشعرنو،نیمهکارهوناقصمیماند. شعرسپهریدارایتصویرهایشاعرانهومضامینومفاهیمعرفانیوفلسفیوغنائیاست. سهرابشاعریبود،غوطهوردردنیایشعروهنرخویشکهبههمهچیزرنگشعرمیداد. همهیاشیاءبرایاومعنویتداشتند،درژرفایهرچیزمادیفرومیرفتوبهآنحیاتمعنویمیبخشد. گوییبرایاوتمامذراتعالمدارایروحوعاطفهواحساسبودند. زبانسپهرینیززبانیلطیفوویژهیخوداوست. شعرشدارایتصاویرتازهولیمبهماستوازاینروسادهوروشننیست. خیالاتظریفوتصویرهایزیباسراسراشعارویرادربرگرفتهاست. اوالبتههموارهدرراهتکاملخویشپیشرفتهاستوایننکتهراازخلالشعرهای «هشتکتاب» اومیتواندریافت. درکل،سهرابسپهریدرشعربازبانساده،انسانهارابهنگریستندقیقدرطبیعتونزدیکشدنویکیشدنباآندعوتمیکند. اومحیطخودوعصریراکهدرآنمیزیستنمیپسندیدودرجستجویعالمیوالاتروبرتربود
.
منابع
:
-
شعرمعاصرایرانازبهارتاشهریار،جلددوم
/ حسنعلیمحمدی،ص. ۵۹۹ - ۶۰۵
.
-
صدشاعر/ خسروشافعی/ ص۵۰۱-۵۰۶

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸٧/٧/۱٥ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ توسط نرسیس نظرات () |

Design By : nightSelect.com