خداوندا

تو همه وما هیچ سخن این است بر ما مپیچ.

 

 

 

من متولد پائیزم فصل دیدن رنگ در بعد نگاه،

 فصل آرامش دل

فصل باران

پاییز فصل خلوت است و برگهای بازیگوشش بی محابا سرا پایت را رنگ میکنند .

پاییز فصل غصه های فراموش شده است .

 گذشته های خاکستری و بوی خاک  های نرم کوچه هنگام ریزش قطرات درشت و نجیب باران بوی چای داغ عصرهای آبان و ...

چشمانم را می بندم و دستان غبار گرفته ام را زیر بارانهای پر صدا ی شبانه می گیرم تا پر از احساس شوم و عاشق ماندن را بهتر تجربه کنم.

  

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸٩/٧/۱ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ توسط نرسیس نظرات () |

Design By : nightSelect.com